الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
99
شرح كفاية الأصول
به بيان ديگر : همزمان با نذر ، احتمال دارد عنوان عبادى و محبوبى در روزهء در سفر و احرام قبل از ميقات ، پيدا شود تا آنها را راجح كرده و سبب صحّت تعلّق نذر و انعقاد آن شود . « 1 » چنانكه برخى اخبار كه مىگويند : « احرام قبل از ميقات ، مانند نماز قبل از وقت است » مؤيّد همين مطلب است كه اين عمل ، قبل از نذر ، راجح نبوده است ، ( زيرا همانطور كه نماز قبل از وقت ، رجحان ندارد ، احرام قبل از ميقات نيز رجحانى ندارد . ) لا يقال . . . مصنّف در اين عبارت ، به اشكال بر جواب دوم و جواب از آن اشاره مىكند . اشكال مستشكل مىگويد : از اينكه مىگوييد همزمان با تعلّق نذر ، صيام و احرام راجح مىشوند ، معلوم مىشود كه اين راجحيّت ، از نذر ناشى شده است و راجحيّتى كه مولود نذر باشد ، براى عباديّت و تقرّب ، مفيد نيست . به بيان ديگر : درست است كه صوم و احرام ، با نذر راجح مىشوند ، امّا مجرّد رجحان ، براى تقرّب به عباديّت ، كفايت نمىكند . مثلا در « كفّن الميّت » ، كفن ميّت ، عمل راجحى است ولى چون امرش توصّلى است نه تعبّدى ، عبادت نمىشود . و يا در مثل « أوفوا بالعقود » وفاى به عقد ، امرى راجح و لازم الوفاء است ، امّا چون توصّلى است نه تعبّدى ، عبادت نمىشود . در احرام يا صيام نيز رجحانى كه پيدا مىشود ، از ناحيه نذر و امر به وفاى به نذر مىباشد ، و معلوم است كه امر به وفاى به نذر ، امر توصّلى است نه امر تعبّدى تقرّبى . و لذا چگونه مجرّد رجحان ، موجب مىشود كه صوم در سفر يا احرام قبل از ميقات ،
--> ( 1 ) . به عبارت ديگر : اين دو عمل ، با نذر راجح مىشوند نه به سبب نذر ، يعنى در همان لحظهاى كه اين دو عمل ، متعلّق نذر قرار مىگيرند ، راجح نيز مىشوند .